نسيم خیس کولی
حرفهای خاک

من به خاک خواهم رفت 

و حرفهایی را که تنها تو باید میشنیدی به خاک خواهم برد

تویی که در توهم آیا تو تویی یا تو توهمی از تویی، خودت را چال کرده بودی

آری این گونه بود، قصه ای که خیلی وقت پیش شنیدنش دیر شده بود...

من به خاک خواهم رفت و آرزوی شنیدن ترا به گور خواهم برد.

پيام هاي ديگران ()        link        ٢٧ بهمن ۱۳٩٠ - نسیم
سختی سوال

آنکه سختی سوال را بر خود نمی تابد در پستی ناآگاهی می ماند

پيام هاي ديگران ()        link        ٥ بهمن ۱۳٩٠ - نسیم
هر قدم

چشمهایم را بستم و مردم

صبح فردا چشم در چشم خدا بیدار شدم

تنها یک سوال کرد 

"آیا عشق او را به خوبی معشوق بودی؟

آیا گستراندی آن عطر را که با عشقش به تو بخشیده بود؟

آیا با هر قدم که برداشتی بذر محبتی را که در قلبت کاشته بود در جهان پراکندی؟

آیا آنچه او با تو بود، تو با دیگران بودی؟..."

به پیرامون سر گرداندم 

تو ایستاده بودی در پس زمینه خلقت ...

پيام هاي ديگران ()        link        ۱٩ دی ۱۳٩٠ - نسیم
سپاسهایی که بلاتکلیف ماندند...

خدایا من که بابت خیلی چیزا سپاسگذارم، خودت میدونی .. اما از اینکه به من نشون دادی
 کشتن چند صد میلیون بوقلمون در یک روز هیچ کار ضد حقوق حیوانات نیست و از رفتارهای
 آدمهای مرتجع پوسیده مغز محسوب نمیشه خیلی از تو متشکرم از اینکه دونستم گوسفند 
بسیار شریف است و بوقلمون هیچ شرافتی ندارد به خودم می بالم زیرا که حداقل چیزی که 
در سرزمین من زیاد یافت می شود گوسفند است. بلکه از صدقه سری گوسفندان من هم... 

خدایا! پروردگارا! اگه یه مشکل منو حل کنی دیگه بیشتر ممنون میشم. این جماعت دانشمند
 درس خوانده هرچی بیشتر نظم و زیبایی و ترتیب در دنیا کشف میکنند بیشتر به نبودن تو معتقد
 میشوند و دنیا رو از حضور تو بی دلیل و بی نیاز می دونن و تمام نظم رو به پای تصادف حادثه 
پیدایش میذارن، اما هرچی ناهنجاری اجتماعی که از آدم دوپا حاصل شده و شکاف طبقاتی و 
این قلمبه سلمبه هاست رو به خدایی که عادل نیست نسبت میدن...

پيام هاي ديگران ()        link        ٥ آذر ۱۳٩٠ - نسیم
زمان

زمان زورمند است

زمان درمان است

زمان بیرحم است 

اما

زورش به تو نمی رسد... 

تو از زمان قویتر بودی!

تو فرسوده نشدی

تو خاطره نشدی 

تو فراموش نشدی

http://www.youtube.com/watch?v=lTnQbFjDDxk

پيام هاي ديگران ()        link        ٢٤ آبان ۱۳٩٠ - نسیم
خلق مجدد

به آنکه معنای خلق مجدد را می داند:

 ای مخلوق خلاق! تو مرا هزاران بار به خلق دوباره شعرها و قطعه ها کشانده ای و اکنون

    برای هزار و یکمین بار

" در من زندانی ستمگری بود

                             که به آواز زنجیرش خو نمیکرد"...

 

باید هزار بار دیگر به تماشا برویم و دنیا را از نو خلق کنیم!

و دستان تب زده تو. همواره خالق بوده اند

بادا که ازین پس نیز!!! 

  

پيام هاي ديگران ()        link        ۸ مهر ۱۳٩٠ - نسیم
راز

چنان به راز تنیده ست جهان اطرافم

که جز کرشمه دلبر رخی نمی بینم

پيام هاي ديگران ()        link        ۱٧ شهریور ۱۳٩٠ - نسیم