خلق مجدد

به آنکه معنای خلق مجدد را می داند:

 ای مخلوق خلاق! تو مرا هزاران بار به خلق دوباره شعرها و قطعه ها کشانده ای و اکنون

    برای هزار و یکمین بار

" در من زندانی ستمگری بود

                             که به آواز زنجیرش خو نمیکرد"...

 

باید هزار بار دیگر به تماشا برویم و دنیا را از نو خلق کنیم!

و دستان تب زده تو. همواره خالق بوده اند

بادا که ازین پس نیز!!! 

  

/ 8 نظر / 10 بازدید
رضا

همیشه در مجالی کوچک حرفهایی میزنی که کلی درباره شان فکر می کنم. خوبست که هستی

رضا

تا آ یینه پدیدار آئی عمری دراز در آن نگریستم من برکه ها ودریا ها را گریستم ای پری وار درقالب آدمی که پیکرت جزدر خلواره ناراستی نمی سوزد! حضور بهشتی است که گریز از جهنم را توجیه می کند، دریائی که مرا در خود غرق می کند تا از همه گناهان ودروغ شسته شوم وسپیده دم با دستهایت بیدارمی شود احمد شاملو

مریم

خوبی خیال دور؟ نسیم ِ جان؟ در حوالی دلتنگی ما نمی وزی؟

سینا

نو به نو شدنت مبارک

سبحان

سلام... [گل] ...... زنجیرهارا باید گشود...

رضا

رخت بود و تو بودی و باد، سرگردان میان دفتر باران، مداد سرگردان تو را كشید و مرا آفتابگردانت میان حوصله گیج باد سرگردان همیشه اول هر قصه آن یكی كه نبود نه باد بود و نه تا بامداد سرگردان و آن یكی همه ی بود قصه بود و در او هزار و یك شب و صد شهرزاد سرگردان تمام قصه همین بود راست می گفتی : تو باد بودی و من در مباد سرگردان زمین تب زده، انسان عصر یخ بندان و من میان تب و انجماد سر گردان ستاره ها همه شومند و ماه خسته من میان یك شب بی اعتماد سر گردان مرا مراد تویی گرچه بر ضریح تو هست هزار آینه ی نا مراد سرگردان نماد نام تو بود و نماد ناله من هزار ناله در این یك نماد سر گردان :: درخت كوچك تنها به باد عاشق بود و باد بی سرو سامان و باد سر گردان * تمام قصه همین بود، راست می گفتی !

مداد

مثل همیشه دلنشین. به روز شدم.سری بزن

سعيده

نازنين شاعر من ، دلتنگم ، دلتنگ پاييزهاي آشنايي ....